الان متوجه شدم از آخرین نوشته م خیلی میگذره.تو این مدت اتفاقای خیلی زیادی افتاد.کمردردم بالاخره خوب شد و ورزشو همچنان ادامه میدم,با بدبختی و البته شانس زیاد نوبت سفارت گرفتم,مدارکمو بهشون تحویل دادم,بلیط هواپیما گرفتم,و از همه مهم تر با آدمی آشنا شدم که به یکی از مهم ترین آدمای زندگیم تبدیل شده.واقعا خیلی جالبه که چطور وقتی انتظارشو نداری زندگیتو بهترین زمان بندی ممکن اونی که میخوای رو سر راهت قرار میده.راستش این حس انقدر عجیبه که احساس میکنم دوباره 16 سالم شده :))))خیلی با خودم کلنجار رفتم که اینا رو اینجا بنویسم یا نه.حقیقتا پیش خودمم خجالت میکشم از گفتن و فکر کردن به اینا :)))))من تا حالا با هیچ آدمی انقدر تفاهم و نقاط مشترک نداشتم.و چی بهتر از این که مقصد هردومون دقیقا یه جاست؟فقط مونده ویزاهامون برسه ♥
برچسب:
نویسنده: نگین قنبری
تاريخ: شنبه
21 مرداد
1402 ساعت: 15:20