خرید بک لینک
الان متوجه شدم از آخرین نوشته م خیلی میگذره.تو این مدت اتفاقای خیلی زیادی افتاد.کمردردم بالاخره خوب شد و ورزشو همچنان ادامه میدم,با بدبختی و البته شانس زیاد نوبت سفارت گرفتم,مدارکمو بهشون تحویل دادم,بلیط هواپیما گرفتم,و از همه مهم تر با آدمی آشنا شدم که به یکی از مهم ترین آدمای زندگیم تبدیل شده.واقعا خیلی جالبه که چطور وقتی انتظارشو نداری زندگیتو بهترین زمان بندی ممکن اونی که میخوای رو سر راهت قرار میده.راستش این حس انقدر عجیبه که احساس میکنم دوباره 16 سالم شده :))))خیلی با خودم کلنجار رفتم که اینا رو اینجا بنویسم یا نه.حقیقتا پیش خودمم خجالت میکشم از گفتن و فکر کردن به اینا :)))))من تا حالا با هیچ آدمی انقدر تفاهم و نقاط مشترک نداشتم.و چی بهتر از این که مقصد هردومون دقیقا یه جاست؟فقط مونده ویزاهامون برسه ♥

برچسب: نویسنده: نگین قنبری تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 15:20

واقعا باورم نمیشه بعد از تقریبا یه هفته تلاش تونستم اسم وبلاگو پیدا کنم :)))همه پسووردو یادشون میره من نام کاربریو :)))در حدی ناامید شده بودم که فکر کردم وبلاگم کلا پاک شده و حتی یه جدیدم زدم!کلی حرف برای گفتن داشتم و احتمالا از این به بعد بیشتر بنویسم.خب از اینجا شروع کنیم که تقریبا بعد از دو ماه بالاخره از یکی از دانشگاه هایی کهمیخواستم پذیرش گرفتم. روزای به شدت پر استرسی رو پشت سر گذاشتم وعملا هیچ امیدی به آینده نداشتم.فشار روانی زیادی روم بود. البته هنوزم هست ولی یکم اروم شدم.مثل اینکه دردسر اصلی از زمان گرفتن وقت سفارت شروع میشه.ولی من دلم روشنه و فکر میکنم تا همینجا هم خیلی شانس آوردم و روزای قشنگی قراره پیش روم باشه.اگرم نشد فدای سرم به هر حال من همه ی تلاشمو کردم تو این مسیر و بقیه ش دست من نیست.

برچسب: نویسنده: نگین قنبری تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 14:08

امروز بعد از 2 هفته بالاخره نوبت MRI به منم رسید.حالا جاهای دیگه زنگ میزدیم بیشتر از یه ماه بعد نوبت میدادن.نمیدونم این چه سیستمیه که یه نوبت دهی درست درمون ندارن.اینا به کنار چندتا دستگاه درست درمونم ندارن.نوبتم درواقع هفته ی پیش بود ولی زنگ زدن گفتن دستگاه خراب شده.ما هم باید فقط درد بکشیم تا نوبتمون شه.تازه 3 ساعتم خود بیمارستان معطل شدم. میگم جوابش کی میاد میگه 20 روز طول میکشه!!!خب مسخره ترجمه ی 10 تا مدرکی که دادم زودتر از این آماده میشه :)))خلاصه فقط عکسشو دادن و با همون رفتم پیش دکتر.اونم که قربونش برم تو این مدت هیچ دارویی چیزی نداده بود.فقط گفت اول باید بری MRI.اون قدیما دکترا با یه معاینه ی بالینی ته و توی مشکلات مردمو درمیاوردن.الان ولی اگه انواع آزمایش و دستگاه ها نباشه هیچ کاری نمیکنن.خلااااااصه برام 10 جلسه فیزیوتراپی نوشت.گفتم کمردرد داشتم؟ نه نگفتم.عکسو که دید گفت دوجا بیرون زدگی دیسک داری ولی خفیفه!!منم بعد از شنیدن کلمه ی خفیف کلی ذوق کردم که همچنان میتونم باشگاه برم.البته اون حرفی از ورزش نکردن نزد و منم چیزی نپرسیدم چون همشون زرتی میگن ورزش نکن.

برچسب: نویسنده: نگین قنبری تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 14:08

صفحه بندی